X
تبلیغات
"src= "text/javascript" ☻داستان های جذاب به همراهss501☻


☻داستان های جذاب به همراهss501☻

لطفا هر گونه نظر و پیشنهاد و به خصوص انتقادی دارید در قسمت نظرات بهم بگید و یا به ایمیلم بفرستید.و خواهش می کنم لطفا هر گونه کپی برداری فقط با ذکر منبع باشه.

در صورت بروز هر گونه مشکل به آدرس زیر نقل مکان خواهیم کرد.

www.jimin.mihanblog.com

                                                         تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

بازیگران:

پارک جونگ مین

کیم هیون جونگ

کیم هیونگ جون

کیم کیو جونگ

هئو یونگ سنگ

نوشته شده در یکشنبه 30 مرداد1390ساعت 12:2 توسط ستاره (كوثر‏‏‏)

سلام دوباره،امیدوارم خوش باشید.خب طبق نظرای شما دوستای بهتر از گلم من داستان رو ادامه می دم.اما، اما، اما، زمانش اصلا معلوم نیست. یعنی اول باید داستان رو بنویسم. شاید یه ماه دیگه شاید هم یه سال دیگه. اصلا قول نمی دم. ولی من بر می گردم با سری جدید داستانم. دیر و زود داره اما سوخت و سوز نداره. تو این مدت که نیستم به وب سر می زنم. شاید گاهی از بعضی چیزا آپ کنم. می خواستم پست های قبلی رو پاک کنم ولی این کارو نمی کنم. پس خواهشا کپی برداری فقط و فقط با ذکر منبع باشه.وگرنه اصلا راضی نیستم. من واسه نوشتن داستانم خیلی زحمت کشیدم...دلم واستون خیلی تنگ میشه. 

بازم ممنون از همه ی اونایی که تو این مدت همراهیم کردند. همتونو دوست دارم. تا دیداری دوباره بدرود.

نوشته شده در دوشنبه 27 شهریور1391ساعت 15:7 توسط ستاره (كوثر‏‏‏)|

سلام. یعنی هر چی من بگم شرمندم، کم گفتم.باور کنید اینترنتم قطع بود. حتی نتونستم به نظراتون جواب بدم یا حتی تولد هیونگ رو تبریک بگم. واقعا متاسفم!!! تو رو خدا منو ببخشید.

این قسمت آخریه که می ذارم. راستش همه چی یهویی شد.اصلا نمی دونم چطور شد که من به فکر داستان نوشتن و وب نویسی افتادم. کاش هیچوقت این اتفاق نمی افتاد. می خواستم قسمت ها رو بیشتر کنم اما دیدم منی که سال در سال به وب سر می زنم خوب نیست دوستای گلم رو اینقدر منتظر بذارم، واسه همین همه چیز رو خیلی فشرده توی این قسمت نوشتم. از خیلی چیز ها هم صرف نظر کردم. می خواستم همه چی زود تر تموم شه. خلاصه اگه کمی یا کاسری دیدید به بزرگی خودتون ببخشید. حلالم کنید بچه ها! بخدا نمی خواستم اذیتتون کنم. باید جای من باشید که بفهمید چی می گم.

الآن که دیگه داستان عشق یخیم تموم شد خیلی ناراحتم. دلم واستون خیلی تنگ می شه.

آره، این داستان تموم شد ولی وب سر جاشه. هر از چند گاهی میامو سر می زنم. خیلی حرف زدم، می دونم. لطفا برید ادامه مطلب و داستان رو بخونید. (ببخشید اگه این قسمت یخورده زشت شده. بعضی از تیکه هاشو سفارشی نوشتم. آخه بعضی از دوستان نظر می دادند که داستان بدون صحنه قشنگ نیست. خلاصه شرمنده) راستی نظر سنجی هم گذاشتم. حتما جواب بدید. ممنون.


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 27 مرداد1391ساعت 12:25 توسط ستاره (كوثر‏‏‏)|

سلام دوستان. حالتون چطوره؟ همونطور که قول داده بودم اومدم.امیدوارم بازم مثل قبل همراهیم کند تا منم انگیزه لازمو برای نوشتن ادامه ی داستان داشته باشم.ممنون.حالا بفرمائید ادامه.پیشنهاد میکنم این قسمتو حتما بخونید...
ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 1 تیر1391ساعت 12:58 توسط ستاره (كوثر‏‏‏)|

سلام دوستای گلم.اومدم تا فقط تولد هیون اوپارو به همتون و خودش تبریک بگم.امیدوارم عمری باعزت و پراز خوشبختی داشته باشه.راستی حانیه جون هم گفت که از طرف اون تبریک بگم چون نمیتونه بیاد نت.داستانم هم به امید خدا و با پشتیبانی های شما میخوام ادامه بدم.یک تیر منتظرم باشید...

نوشته شده در چهارشنبه 17 خرداد1391ساعت 11:37 توسط ستاره (كوثر‏‏‏)

سلام دوستان واقعا شرمنده بخاطر تاخیرم. ولی دلایل زیادی دارم. مهم ترینش هم این بود که اصلا وقت وب اومدن رو نداشتم یا بهتره بگم حوصلشو نداشتم.راستش من تصمیم گرفتم که دابل اس و تمام خاطرات خوب و بدش رو برای همیشه فراموش کنم. اما نمیشه. نمی تونم. اونا دیگه جزئی از زندگی من شدن.الانم اومدم تا بگم اگه داستانم رو لایق میدونید ادامش بدم و اگر نه هم که مارو خوشو شمارو به سلامت. شاید این راه بتونه به من در فراموش کردنشون کمک کنه.همین. منتظر نظراتون هستم. من طبق نظرات شما تصمیم میگیرم.دوستتون دارم، خیلی زیاد...

نوشته شده در پنجشنبه 28 اردیبهشت1391ساعت 20:37 توسط ستاره (كوثر‏‏‏)|

 

زیبا ترین تولد ها آنهایی است که در رویا برای کسی میگیریم که عاشقانه دوسش داریم.

خواستم برایت هدیه بگیرم.

گل گفت: مرابفرست که مظهر زیباییم.

برگ گفتک مرا بفرست که مظهر ایستادگیم.

بید گفت: مرا بفرست که مظهر ادبم که همیشه سر به زیر دارم.

به فکر فرو رفتم و سرم را به زیر انداختم. به ناگاه قلبم را دیدم که بهترین چیز در زندگیم است. به ناگه فریاد زدم که قلبم را می فرستم چون او خود زیباست، مظهر ایستادگیست، سر به زیر و با نجابت است.

* پارک جونگ مین، عشق من تولدت مبارک*

نوشته شده در سه شنبه 15 فروردین1391ساعت 18:56 توسط ستاره (كوثر‏‏‏)

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

یا مقلب القلوب و الابصار

یا مدبر الیل و النهار

یا محوا الحول و الاحوال

حول حالنا الا احسن الحال

 

دستان پر نوازش بهار، طبیعت خفته را از خواب بیدار می سازد و زمین و درخت، راز های رنگارنگ خویش را نثار نگاه ما میکنند.

** سال ۹۱ مبارکباد.**

امیدوارم سالی با عزت همرا با خوشی و نیکبختی داشته باشید. سر سفره های هفت سینتون مارو هم از دعای خیرتون فراموش نکنید.

 

نوشته شده در یکشنبه 28 اسفند1390ساعت 14:11 توسط ستاره (كوثر‏‏‏)

سلام دوستان.

پیشاپیش تولد کیو جونگ اوپا رو به همه ی تریپل اسیا تبریک میگم و آرزو می کنم که ۵۰۱ ساله شه.

نوشته شده در پنجشنبه 4 اسفند1390ساعت 21:36 توسط ستاره (كوثر‏‏‏)

سلام. می دونم که خیلی دیر شده. در هر صورت من شرمندتونم. خب حالتون چطوره؟ آخرای سال 90 خوش میگذره؟ امیدوارم که این طور باشه. حالا هم تا قسمت ده داغه بفرمائید ادامه...


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 27 بهمن1390ساعت 11:41 توسط ستاره (كوثر‏‏‏)|

سلام، خوبید؟ خوشید؟ چی کار می کنید با امتحانا؟ خوش میگذره؟ من الآن دقیقا به حالت گارد ایستادم و دارم از خودم دفاع می کنم. چون مطمئنا می خواید منو بزنید. شرمندتونم. چمل بیانه. ولی در عوض امروز که یه روز مهمیه اومدم با قسمت نه. اگه گفتید امروز چه روز مهمی می تونه باشه؟... ***امروز یعنی، 17 دی، تولد اینجانب، ستی جونگی ست*** و من بی نهایت خوشحالم. الآنم جاتون خالی دارم کیک تولد می خورم.قبل از خوندن داستان یه معذرت خواهی بابت قالب وبم که تازه عوضش کردم بهتون بدهکار میشم. یه روز صبح پاشدم اومدم وب دیدم نه قالبش هست و نه امکاناتش.خیلی ناراحت شدم. معلوم نیست کدوم نامردی حکم کرده. برای همینه که آمار وبم اومده پایین. چون مجبور شدم دوباره، تمام امکاناتشو بذارم.در هر صورت معذرت می خوام.حالا هم پیش به سوی قسمت نه و سوال این قسمت. بفرمائید...
ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 17 دی1390ساعت 22:46 توسط ستاره (كوثر‏‏‏)|

سلام به دوستای گلم.حالتون خوبه؟با درسا چی کارامی کنید؟خوش می گذره؟ببخشید.می دونم الآن حتما خیلی از دستم ناراحتید ولی باور کنید وقت سرخاروندن هم ندارم.درهرصورت معذرت.

دوستای خوبم ببخشید که دیگه برا آپام کسیو خبر نمی کنم و ممنون از اونایی که شمارشونوگذاشتن.

من برای این قسمت هیچ سوالی طرح نکردم بنابراین سوال قسمت بعدوهم از بین سوالایی که شما دوستای خوبم لطف میکنید برام می ذارید انتخاب می کنم.خیلی ممنون.حالا بفرمائید ادامه...

 


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 3 آذر1390ساعت 15:2 توسط ستاره (كوثر‏‏‏)|

سلام به دوستای گلم.اومدم فقط بگم تولد یونگ سنگ اوپا که فرداست مبارک باشه.امیدوارم صدساله شه.احتمالا هفته ی دیگه قسمت بعدیو بذارم.چمل بیانه.
نوشته شده در چهارشنبه 11 آبان1390ساعت 14:32 توسط ستاره (كوثر‏‏‏)

سلام.میدونم الآن دلتون می خواد منو بزنین.ولی به خدا اصلا تو شرایط روحی خوبی نبودم.پدربزگم فوت کرده بود.به همین دلیل نشد که بیام و داستان بذارم.واقعا معذرت می خوام. اگه این متنو میخونید لطفا یه فاتحه نثار روح پدربزرگم بفرستید. از این به بعد هم ممکنه که دیر به دیر داستان بذارم چون درسام واقعا زیاده.چمل بیانه. اونایی که میخوان برای آپهای بعدیم خبرشون کنم، میتونن شمارشونو تو خصوصی برام بذارن.دوستای گلم، من داستان همتونو می خونم و آپ های قشنگتونو هم میبینم. ولی نمیتونم نظربذارم.واقعا متاسفم.از همه ی اونایی که نظر میذارن و منو همراهی میکنن تشکر میکنم.همچنین از اونایی که برا آپاشون خبرم میکنن.امروز هم اومدم با قسمت هفتم و سوال شماره4 که در آخر داستان آوردم.امیدوارم خوشتون بیاد.لطفا بفرمائید ادامه...


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 27 مهر1390ساعت 18:21 توسط ستاره (كوثر‏‏‏)|

www.jimin.blogfa.com

سلام به همه ی دوستای گلم.خوبین؟خوشین؟این روزای آخر تابستون بهتون خوش میگذره؟

نظرتون راجع به قالب جدید وبم چیه؟ اگه بده بگین تا عوضش کنم. فقط به خاطر مهتاب جون عوضش کردم. امیدوارم که خوشش اومده باشه.قبل از اینکه برید ادامه ازتون می خوام به وبایی که لینکشون کردم حتما سر بزنید.یه چیز دیگه هم بگم. اگه یه موقع بعضی از عکسایی که این جا می ذارم بدون ذکر منبعه بهم بگین تا منبعش رو هم نام ببرم. وممنونم از تمام کسایی که نظر گذاشتن وهمچنین کسایی که دعا کردن.حالا برای خوندن قسمت شش وهمچنین سوال شماره ی 3 بفرمایید ادامه...

 


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 31 شهریور1390ساعت 15:1 توسط ستاره (كوثر‏‏‏)|

پیشاپییش غم جانگداز بازگشایی مدارس را به همه ی شما عزیزان تسلیت عرض می نمایم.

شوخی کردم ، جدی نگیرید. ولی خب مدرسه ها داره کم کم باز میشه و من هم مجبورم فقط یک روز در هفته داستان بذارم.(مگه تا الآن چند روز در هفته می ذاشتی؟)از تمام دوستای گلم که بهشون قول دوروز در هفته رو داده بودم مخصوصا نیایش جون معذرت می خوام. از این به بعد من پنجشنبه ها آپ میکنم ولی در طول هفته به همه ی نظرات قشنگتون جواب می دم.امروز هم اومدم با دو قسمت چون زیاد منتظرتون گذاشتم برای تنبیه خودم دو قسمت رو تایپ کردم آخرشم سوال شماره 2 رو گذاشتم که خوشحال میشم بهش جواب بدید.لطفا بعد از خوندن داستان بگید که از کدوم بخش بیشتر خوشتون اومد.نمی خوام بیشتر از این حرف بزنم ولی قبلش یه خواهش ازتون دارم. ازتون می خوام اگه می تونین برای پدر بزرگم دعا کنید. سرطان داره و خیلی مریضه. معدشو برداشتند و نمی تونه غذای جامد بخوره. خیلی خیلی خیلی خیلی دوسش دارم. امیدوارم که با دعای خیر شما زود تر حالش بهبود پیدا کنه.می دونم، خیلی حرف زدم ولی حالا میتونین تشریف ببرین ادامه.


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 27 شهریور1390ساعت 10:46 توسط ستاره (كوثر‏‏‏)|

**عید سعید فطر بر همه ی شما دوستای نازم مبارک باد**

سلام.خوبید؟عیدتون مبارک.من براتون عیدی آوردم. این دفعه به جای یک قسمت با دو قسمت از داستانم اومدم.پس شما هم نامردی نکنید وبا نظرات قشنگتون بهم عیدی بدید.آخر داستان یه نظر سنجی گذاشتم که خوشحال می شم اگه به اون هم جواب بدید.حالا برای خوندن قسمت های 2و3بفرمایید ادامه.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 9 شهریور1390ساعت 2:38 توسط ستاره (كوثر‏‏‏)|

سلام من اومدم با قسمت اول داستانم.لطفا بفرمایید ادامه مطلب. نظر فراموش نشه.
ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 3 شهریور1390ساعت 8:35 توسط ستاره (كوثر‏‏‏)|


آخرين مطالب
» پست ثابت
» این داستان ادامه دارد...
» قسمت آخر
» قسمت یازدهم
» تولد هیون
» داستانمو ادامه بدم؟ موافقید یا مخالف؟
» تولدجونگ مین
» نوروز۹۱
» تبریک
» قسمت دهم

Design By : Pichak